ارتقا سطح خدمات رساني به ارباب رجوع و جامعه هدف، توجه به مطالبات كاركنان اداره كل و موارد همانند مورد توجه خاص بوده است.
* شما براي پاسخگويي به اين ماموريت ها و انتظارات، چه برنامه و سياست فعاليتي خاصي داشتيد؟
اصل اول برنامه ريزي تاكيد بر واقع گرا بودن دارد بنده براي پاسخگويي به اين انتظارات و همچنين ايجاد تحول در سطح استان، دو برنامه چهار ماهه و هشت ماه طراحي نمودم. در برنامه چهار ماه قصد آسيب شناسي مشكلات مبتلا به در استان، اولويت يابي آسيب ها و اقدامات، طراحي سامانه هاي مديريت مشاركتي ـ در اين قسمت حرف هايي دارم كه اجازه مي خواهم در قسمت هاي بعد بزنم- ، افزايش سطح پاسخگويي به مطالبات ارباب رجوع، تقويت سطح معيشت كاركنان، افزايش و ارتقا سطح ارتباطات فرابخشي، افزايش اميد و انگيزه فعاليت در كاركنان با جلب اعتماد كاركنان در عمل و مواردي همانند در اولويت كار قرار داشت.
در برنامه هشت ماه، تغيير زير ساخت هاي برنامه اي، ارزيابي، نظارتي، ساختارها و فرآيندهاي خدمات رساني و در كل نوعي پوست اندازي تحت كنترل در سازمان مد نظر بود.
از بعد سياست كاري نيز دو راهبرد چانه زني از بالا (يعني در سازمان) و فشار اصلاحي از پائين و همچنين راهبرد فتح سنگر به سنگر و انجام آرام ولي كاملا پيوسته كار، دنباله گيري مي شد. ارتباط بسيار خوب برقرار شده با مدير ارشد سازمان و معاونين و مديران كل ستادي، ارتباط حسنه با مديران استاني، استفاده از ارتباطات فرابخشي در اختيار در سطوح ملي و غيره، بخشي از پازل حركت موفقيت آميز بود كه متاسفانه بنابر دلايلي چند، توفيق اجراي فاز دوم برنامه ها را پيدا نكرديم.
* عملكرد شما در اين مدت به چه صورتي بوده است. آيا ممكن است گزارشي از فعاليت هاي شاخص ارايه شده در مدت مديريت خودتان بر استان تهران ارايه بدهيد؟
عملكرد شاخص، اصطلاحي گنگ و تعريف نشده در دايره لغت تخصصي و اجرايي من است. ممكن است اصطلاح كار شاخص در معناي كار بزرگ تعريف شود يا در بعضي از مواقع تعبير به كار نمايشي شود. لذا اصطلاح شاخص از ديد بنده، اصطلاحي گنگ و مبهم مي باشد. از طرف ديگر عملكرد به تعبير شما شاخص را، مي بايست در يك دوره زماني و ارتباط كارهاي انجام شده در گذشته و حال، جستجو كرد. با اين وجود چنانچه بخواهيم به برخي از اقدامات به اصطلاح شاخص انجام شده در دوره مديريت بنده اشاره اي داشته باشيم، مي توانيم به تفكيك حوزه اي، به موارد زير اشاره كنيم.
ـ حوزه پيشگيري: پيگيري تاسيس بنياد ژنيك استان با همكاري انجمن علمي ژنتيك ،ايجاد سانتر آموزشي مشاوره و تربيت سوپروايزر در سطح استان، تقويت و توسعه بحث مراكز مشاوره با رويكرد اسلامي، تاسيس و راه اندازي خط مشاوره تلفني كارگري، توسعه تعاملات با ستاد مبارزه با مواد مخدر و ساير دستگاه هاي مرتبط، بسترسازي استفاده گسترده تر از دستگاه هاي غربالگري شتوايي و بيتايي سنجي با مشاركت بخش غيردولتي، ..... .
ـ حوزه توانبخشي: پايش اوليه پرونده ها ، يكسان سازي برخورد شهرستانها با مراكز گوناگون توابخشي با تجميع دستورالعمل هاي پرداخت حمايتي به مراكز، آمادگي بودجه اي جهت مقابله با دوره سه ماه اول سال و عدم به تعويق افتادن هزينه هاي گوناگون نظير اياب و ذهاب معلولين ،... .
ـ حوزه اجتماعي: توسعه و تقويت بالغ بر 100 درصدي سطح پوشش بيمه زنان سرپرست خانوار، پيگيري و يكپارچه سازي نظام بيمه عمر و سرمايه كودكان تحت پوشش سازمان، پيگيري و اقدام جهت عضويت كودكان مهدهاي كودك و كودكان شبه خانواده در بورس و اخذ كد بورسي با سبد سهام اوليه رايگان ، ارايه اقلام مصرفي برنج - به يك سوم از زنان جامع الشرايط سرپرست خانوار ، توسعه و تقويت ناوگان اورژانس اجتماعي با امكان حضور در خط ويژه و طرح ترافيك ، برنامه ريزي و هماهنگي با كليه دستگاه هاي ذيربط به منظور جمع اوري و ساماندهي كودكان كار خياباني، تشديد فرآيند بازرسي ها از مهدهاي كودك، برنامه ريزي و اقدام اوليه براي اجراي سامانه يكپارچه اورژانس اجتماعي با همكاري پليس 110 ،آتش نشاني، اورژانس ، .... .
ـ حوزه مشاركت ها: افزايش 23 درصدي مشاركت هاي نقدي و 100 درصدي مشاركت هاي غير نقدي ، راه اندازي درگاه اينترنتي بانك ملي براي جلب مشاركت هاي مردمي، تخصيص 550 فقره وام خوداشتغالي تبصره 77 قرض الحسنه مشاغل خانگي به ارزش تقريبي دو ميليارد تومان، توسعه و تقويت طرح دانشكار در استان ، تشكيل طرح تعاوني فراگير ملي در سطح استان، تحويل 800 واحد مسكوني در پروژه هاي مختلف به مددجويان و معلولين ، هماهنگي با اوقاف و امور خيريه و برقراري خط اعتبار حمايتي از عايدات وقفي استان، توزيع 800 فقره كارت هديه كمك هزينه ازدواج به ارزش 400 ميليون تومان و اقدام براي صدور 800 فقره جديد،تاسيس و راه اندازي دبيرخانه مشترك، اقدام براي خروج تدريجي از سيستم هارد كپي پرونده هاي ماده 24،26 و 28 و الكترونيك كردن انها،.......
ـ حوزه تحول اداري: توسعه بحث پژوهش و آموزش در سطح استان، ساماندهي كتابخانه تخصصي در سطح استان و شماره گذاري ان به روش APA، توسعه و پيگيري بانك هاي يكپارچه اطلاعاتي ، برنامه ريزي و فراهم سازي بسترهاي راه اندازي خدمات الكترونيك موسسات تحت پوشش بهزيستي با دفاتر خدمات الكترونيكي دولت،..... .
ـ حوزه فرهنگي : اعزام 509 نفر مددجو به مشهد مقدس در شش مرحله و در مدت حدودا يك ماه ، طرح فراخوان خاطرات و تجربيات بازنشستگان بهزيستي، توسعه برنامه هاي عبادي و ارزشي در سطخ مراكز استان ، ..... .
ـ ...
* آنطور كه گزارش ها نشان مي دهد، دوره مديريتي شما يكي از آرامترين و يا بعبارتي كم چالش ترين دوره هاي مديريتي در اداره كل بهزيستي استان تهران بوده است، علت اين رخداد را در چه چيزي مي دانيد؟
شايد برخي از دوستان كم بودن زمان مديريتي را عامل چنين آرامشي فرض كنند اما بايد قاطعانه اين نظر را رد كنم. در پيش گيري همزمان چند سياست فعاليتي در تعامل با نيروي انساني و ارباب رجوع باعث ايجاد اين آرامش شد.
اول اينكه تا جاي ممكن سعي كردم و به ساير مديران همكار نيز توصيه نمودم كه برخورد مناسب با ارباب رجوع و ديگر همكاران را در اولويت رفتاري خود قرار دهند. گوشزد نمودم كه عملكرد مولفه اي است كه داراي دو جز فني و رفتاري است. اگر فردي در حوزه فني پيشرو باشد و در حوزه رفتاري خوب ندرخشد، نمي تواند عملكرد خوبي را از خود ارايه دهد. به مديران توصيه كردم كه كاركنان وقت و توان تخصصي خود را با سازمان معامله كرده اند نه شخصيت و هويت حرفه اي خودشان را، لذا مديري حق توهين به سايرين را ندارد. امنيت جايگاه و ثبات در پست را براي مديران تضمين نمودم در جلسات متعدد به مديران گفتم كه هيچ كس تغيير نمي كند مگر خلاف عملكرد مصوب و شيوه رفتاري تعيين شده در خصوص وي اثبات شود. در جلسات گوناگون با تضمين كافي مطرح كردم كه رابطه رئيس و مرئوسي بشكل سلسله مراتبي وجود ندارد و بجاي كشيدگي نوك هرم، قاعده هرم بايد پهن باشد. مكرر بيان شد كه روابط ما بر اساس حب و بقض نبوده و در روابط كاري چنين رفتاري نبايد وجود داشته باشد. اين عوامل باعث شد كه مديران استان بتدريج اعتماد نموده و آرام باشند.
دوم اينكه در حوزه كاركنان سعي نمودم با روي باز و مثبت با كليه پرسنل حتي كساني كه تقاضاهاي غير معقول داشته اند، برخورد كنم. حفظ احترام كاركنان و صميميت با آنها، تلاش براي ارتقا سطح معيشتي كاركنان، توجه به بحث ارتقا جايگاه حرفه اي آنها، پاسخگو بودن و مواردي همانند باعث شد آرامش در كاركنان استان نيز ايجاد شود.
در حوزه مددجويي، وضع اندكي متفاوت است. سازمان بهزيستي با سه نوع مددجوي حرفه اي دائما طلبكار، مددجوي به بن بست رسيده كه به سازمان مراجعه مي كند و مددجويي كه راه و روش دستيابي به حقوق خود را ندانسته و بدليل هزينه بالاي خدمات رساني، دست از تلاش كشيده و ترجيح مي دهد كه به سازمان مراجعه اي نداشته باشد، روبرو است. با تغيير مديريت، خيل مددجوي حرفه اي و مددجوي به بن بست رسيده به سمت سازمان گسيل مي شود كه مدير بايد با درايت و با حفظ آرامش اين جريان 3-2 ماه را كنترل نموده تا اوضاع به روال عادي برگردد. عموم اين مددجويان نيز خواهان دريافت كمك هاي موردي و يا اخذ هداياي كوچك در كنار برخوردي احترام آميز و حمايت گرايانه هستند كه با توفيق حضرت حق دنباله گيري شده و انجام گرديد. در حوزه ارتباطات با ستاد مركزي (سازمان بهزيستي كشور) نيز سه گانه افزايش تعامل و سطح ارتباطات فردي با مديران ستادي، باز كردن جبهه مذاكرات حرفه اي در حوزه هاي تخصصي و تلاش مشترك براي ارتقا برنامه ها و در نهايت حفظ حريم ها و استقلال استان ـ خارج كردن استان از حالت پاركينگي ستاد ـ در دستور كار قرار گرفت كه به حمد خدا موفق نيز بوده است.
پيش بيني موج هاي تغيير و چالش هاي پيش رو و برنامه ريزي دور انديشانه براي مقابله با آنها و داشتن آمادگي لازم در زمان برخورد با چالش ها و تلاش براي هدايت امور در مسير واقعي و كاري ـ بجاي دامن زدن به شايعات يا تشديد اضطرارها ـ از ديگر اقداماتي بود كه آرامش را براي استان به ارمغان آورد. بعنوان مثال، در قبل از عيد 1392، كليه تدابير بودجه اي براي مقابله احتمالي با شرايط سخت سه ماه اول سال در نظر گرفته شده و حتي آمادگي هاي لازم به برخي از مراكز عملياتي حساس در سطح استان ابلاغ گرديده بود.
ديگر عامل موثر بر ايجاد آرامش در استان حضور فعال در حوزه هاي فرابخشي و باز كردن جبهه تخصصي جهت ارتقا جايگاه هويتي سازمان بوده كه الحق، اثرات غير مستقيم بسيار شگرف و معناداري داشته است. ناگفته نماند كه اين حجم از فعاليت ها و اين سطح دستاوردي با تلاش و كار سه شيفته بدست آمده و نبايد تصور كرد كه محصول كار در ساعت اداري بوده است. همچنين نبايد تصور شود كه اين دستاوردها، دستاوردهاي دكتر قلي نيا است. اين دستاوردها، دستاوردهاي همكاران بنده است كه بنده تنها سهم كوچكي در ان دارم.
* چه شد كه با وجود اين سطح از اقدامات، مديريت شما در سطح استان تداوم پيدا نكرد؟ بنظر مي رسد هيچ مدير ارشدي متمايل به از دست دادن چنين نيرويي در سطح استان نباشد، پس چرا رابطه مديريتي شما در سطح استان تهران قطع شد؟
سوال بسيار بسيار بجايي را مطرح كرديد. سوالي كه بنده در اين قسمت تمايل دارم از شما اجازه گرفته كه اندكي بيشتراز حد معمول در خصوص آن توضيح دهم. تا ان شاءا... بعنوان يك تجربه مديريتي براي ساير دوستان و مديران آينده قابل استفاده باشد. در اين راستا، حضور يا عدم حضور در سطح مديريت استان را نبايد وابسته به يك عامل دانست و در واقع حضور يا عدم حضور را مي توان برآيندي از عوامل متعدد پنداشت كه در ادامه بحث اقدام به بازكردن هر يك از آنها خواهم نمود.
يك بعد قطع ارتباط را مي بايست در وضعيت استخدامي اينجانب جستجو كرد. بنده در سال 4- 1383 از نظام استخدام دولت (وزارت جهاد كشاورزي) بيرون آمدم و به فعاليت هاي پژوهشي، مشاوره مديريت و اجرايي پرداختم، با ابلاغ دستور رياست محترم سازمان بهزيستي جهت مديريت استان تهران مي بايست اين رابطه استخدامي مجددا احيا مي گرديد كه با وجود تمامي مساعدت هاي صورت پذيرفته در چهار ماه و نيم حضور اينجانب در استان، اين پروژه به اتمام نرسيده و در حال پيگيري است. نكته قابل تامل در اين خصوص، كارشكني هايي بوده است كه توسط برخي افراد كاملا شناخته شده صورت پذيرفت. روايت ها و اسراري كه در صورت نياز، با مدرك در وقت مناسب خود بيان خواهند شد.
بعد دوم قطع ارتباط را مي بايست در دست بستن ها و پا بستن هاي اينجانب و پرتاب بنده در استخر مشكلات و تقاضاي شنا كردن با دست و پاي بسته دانست. ناگفته نماند كه حمايت هاي رئيس سازمان در اين حوزه (بعد مالي) تا حد زيادي مشكلات بنده را كاهش داد ولي اصل مشكل پا برجا بود. موضوع از اين قرار است كه ذي حساب محترم اداره كل، بعد از ماه چهارم با ادله قانوني نامه اي محرمانه با تاكيد بر بستن حساب هاي استان و عدم امضا اسناد مالي براي رياست سازمان فرستاد و رونوشت را براي بنده ارسال نمود- نامه با متني مودبانه و تسهيل گر نوشته شده بود و پس از برگزاري جلسه اي مشترك بين بنده و ايشان توسط ذي حساب، تهيه شد ـ پس از ارسال اين نامه، بنده ارتباطات لازم با اداره كل بازرسي استان و سازمان اقتصاد و دارايي را گرفتم و با وجود ارايه توضيحات براي دوستان سازمان بهزيستي، متاسفانه راهكارهاي ارايه شده مورد پذيرش دوستان قرار نگرفت و اراده به ايجاد تغيير در بهزيستي استان بود.
بعد سوم قطع ارتباط را مي بايست در شيطنت هاي صورت پذيرفته توسط برخي از افراد درون سازماني و برون سازماني جستجو كرد. فرد خاصي كه با برخورد قاطع اينجانب در حوزه اي ويژه روبرو شد، با بي تقوايي كاملا آشكار و نيتي معلوم، اقدام به انتقال نادرست اخبار براي رياست سازمان نمود و رابطه في مابين را تيره كرد ـ اين مورد نيز از جمله مواردي است كه در صورت نياز، در وقت معلوم خود براي افكار عمومي روشن خواهد شد ـ برخي افراد درون سازماني نزديك به رياست سازمان نيز در تيره كردن هر چند موقت رابطه بي نقش نبودند. علت اصلي وقوع اين رخداد را نيز بايد در منفعت طلبي ها و انحصارگرايي ها جستجو كرد كه بستر را جهت تيره كردن موقت ارتباطات، كاهش حمايت رياست از مدير استاني و قطع ارتباط فراهم نمود.
بعد چهارم قطع ارتباط را بايد در باند بازي ها و لابي گري هاي درون استان تهران جستجو نمود. متاسفانه بشكل تاريخي استان تهران آلوده به يكسري باند بازي ها و لابي گري ها شده كه حضور بنده و سبك مديريت مشاركتي و شفاف، فضا را بر اين گروه ها تنگ نموده و آنها را به كارشكني واداشت. همكاران استاني بنده، عبارت خنجر زدن هاي مكرر را مي بينم ولي اولويت زمان حال، مقابله با اين افراد نيست، را بشكل مكرر از من شنيده اند. رويكرد مديريتي بنده در استان تهران جهت مقابله با اين نوع شبكه سازي ها، تقويت مديريت مشاركتي و ميدان دهي به افراد مختلف براي اثبات خود بود.
عوامل ديگري نيز در اين خصوص نقش داشته اند كه بدليل طولاني شدن جواب، ترجيح مي دهم درباره آنها در موقعيت هاي آتي صحبت شود. لازم به توضيح است كه برخي از اين عوامل محرمانه بوده و در صورت نياز بايد در جاي خودش در خصوص آنها بحث شود.
* آيا خود شما استعفا داديد و كنار رفتيد يا كنار گذاشته شديد؟
بنده در طول 15 سال سابقه حرفه اي و اجرايي رسمي خود ـ اگر سابقه بيمه را بتوانيم سابقه اجرايي بدانيم ـ در هيچ فعاليتي استعفا نداده ام(مگر بورس تحصيلي دوره دكتري). در خصوص مديريت استان تهران نيز وضع به همين صورت بوده است. بنا بر اوضيحات ارايه شده ، شرايط را در يك نامه نوشته و براي رياست سازمان ارسال نمودم و از ايشان ارايه طريق طلبيده شد. پس از آن نامه بود كه تصميم بر كناره گيري بنده قرار گرفت. پس از آن نيز رياست محترم، بيان نمودند كه در سمت اول خودم در سازمان مشغول فعاليت باشم. ـ سمت بنده در استان مشاور رئيس و سرپرست بهزيستي استان تهران بوده است ـ
* چرا استعفا و كناره گيري شما اينقدر بي سر و صدا انجام شد؟ علت بي سر و صدا بودن رويداد، وقوع رعد و برقي آن بود يا برنامه ديگري در پس آن وجود داشت؟
اولا در سوال قبلي شما بيان كردم كه بنده استعفا نداده ام، لذا خواهش مي كنم كه سوال خود را اصلاح بفرماييد. در ثاني كناره گيري بي سر و صداي بنده در قالب يك پروژه كاملا هوشمند طراحي شده و بشكل ارادي دنباله گيري شد. بنده به اين نتيجه رسيدم كه در فضاي در حال گذار انتخاباتي و اغيير دولت، ايجاد هر گونه تقابل مي تواند بشكل وحشتناكي به منابع مددجويان صدمه بزند. از طرف ديگر ممكن است در پرداخت حقوق كاركنان سازمان نيز ايجاد مشكل شود، لذا تصميم جمعي بر اين قرار گرفت كه سر و صداي خاصي ايجاد نشده و پروژه بشكل هوشمند و با راهبرد حركت با چراغ خاموش، دنباله گيري شود.
نكته قابل توجه اينكه قبل از جلسه توزيع و معارفه، صحبت ها و سفارش هاي لازم در خصوص نوع برخورد با كاركنان و حفظ شان افراد به سرپرست موقت استان، صورت پذيرفت. همچنين در جلسه محدود خدا حافظي بنده و معارفه سرپرست جديد، از كليه دوستان درخواست شد كه همكاري هاي لازم با مدير جديد را داشته باشند. تدابير صورت گرفته توسط رياست سازمان نيز در اجراي بي سر و صداي كار موثر بوده است. حتي فضاي انتخاباتي و حرف و حديث هاي مرتبط با آن نيز نتوانست باعث ايجاد سر و صدا در جريان اين نقل و انتقال شود.
* فضاي انتخاباتي و سياسي را مطرح كرديد، تمايل داريم از شمال سوالي در اين حوزه بپرسيم. گذشته سياسي هر چند محرمانه نگاه داشته شده شما، نشان دهنده فعاليت يا حداقل تمايلات حضرتعالي جهت حضور در فضاهاي سياسي است. اين در حالي است كه هيچ فرد يا گروه خاصي نتوانسته بيان كند كه شما در جريان انتخابات متمايل به كدام گروه يا جناح هستيد؟ چرا؟
اجازه بدهيد كه بنده در ابتدا مراتب اعتراض خودم را از سوال جهت دار شما به شكل شفاف بيان كنم. اينكه شما اصطلاح گذشته سياسي محرمانه نگاهداشته شده را بيان كرديد كه اين عبارت براي خودم جذاب و در عين حال داراي ابهام بود. جاي دارد در ابتدا شما در خصوص علل اين گونه برداشت درباره علايق يا سوابق سياسي بنده و تعبير و قصد خودتان در خصوص استفاده از اين گونه عبارت ها، توضيح دهيد تا ان شاء ا...، سو تعبيري بوجود نيايد و سپس از من سوال داشته باشيد. خودم كه فكر مي كنم بيشتر از آن كه نيروي سياسي به حساب بيايم، نيروي كارشناسي و مديريتي هستم. بيش از آنكه نيروي سياسي باشم، نيروي برنامه ريز و سياستي ـ فرد فعال در حوزه سياستگذاري در حوزه هاي تخصصي- هستم. از طرف ديگر، بايد بين گرايشات سياسي فردي و فعاليت سازماني در يك دستگاه دولتي نيز تمايز قايل شد.
با اين مقدمه خدمت شما عرض مي كنم كه حدود دو ماه پس از فعاليت در سطح بهزيستي استان تهران، بنده را به آقاي مشائي منتصب نمودند، دو هفته بعد من را به آقاي قاليباف منتصب كردند، در عرض دو هفته ديگر منتصب به آقاي جليلي و ولايتي شدم و اين قافله همانطور ادامه داشت تا اينكه جك انتخاباتي به كسي راي مي دهيم كه ....، بيرون آمد و آب منتصب كردن من به جريانات سياسي از آسياب افتاد. اما افتخار مي كنم كه در دوره مديريتي بنده هيچ فردي نتوانست حتي از زبان من بشنوند كه بشكل شخصي متمايل به كدام نامزد انتخاباتي هستم. افتخار مي كنم كه سازمان را با كمترين تنش سياسي از رقابت هاي بعضا كور سياسي دور نگاه داشتم. از نظر قانون نيز بنده داراي شرايط منع مداخله بودم، لذا بي طرف نگاه داشتن سازمان از كشمكش هاي جناحي، هوشياري مي خواست كه به حمد خدا و همت همكاران بنده، حاصل شد.
از طرف ديگر بايد توجه داشت كه وظيفه اصلي يك مدير در حوزه انتخابات گفتمان سازي تخصصي، شفاف سازي نيازمندي ها و مطالبه گري در حوزه هاي برنامه اي است كه متاسفانه اعتراف مي كنم در اين خصوص بدليل عدم همراهي هاي لازم، توفيق چنداني بدست نياوردم و موفق نبودم تا جهت منافع سازمان بهزيستي گفتمان سازي لازم را انجام دهم.
* آقاي دكتر، فضاي بحث ما خيلي رسمي شده است، شما قرمز هستيد يا آبي؟
اعتراف مي كنم كه از بچگي با فوتبال بيگانه بوده و تنها تمايل به بازي هاي منطقه اي و بين المللي تيم ملي داشته و دارم. از گل زدن هاي تيم ملي و شادي مردم، خيلي شاد مي شوم. از ورزش هاي استقامتي نظير دو و ميداني، همچنين از بسكتبال و شنا هم خيلي خوشم مي آيد. هر چند تاسف مي خورم كه چند وقتي است كمتر به ورزش مي پردازم، حتي مي توانم اعتراف كنم خيلي دلم براي ورزش تنگ شده است.
بهزیستی و دولت تدبیر و امید...
ما را در سایت بهزیستی و دولت تدبیر و امید دنبال میکنید
برچسب: دکتر قلی نیا,سازمان بهزیستی,مدیریت,دولت تدبیر و امید, نویسنده: حامیان دکتر قلی نیا بازدید: 404 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 19:18